معصومیت موزه و موزۀ معصومیت
این مقاله تأملی دوباره در معنای موزه از خلال نظر کردن بر «موزۀ معصومیت» شهر استانبول است. معصومیت چیست و موزهای دربارۀ معصومیت، چگونه موزهای باید باشد. معصومیت به معنای کیفیت خاصی از بیپناهی است؛ آن نحوی از بیپناهی که در کودکان و فرشتگان و عاشقان به ظهور میرسد. پس موزۀ معصومیت میتواند موزهای برای […]
کاش در دل کاشان
در لغتنامهها کاشی را نوعی خشت معرفی میکنند که «آن را نقاشی کرده و آبگینه ساییده بر رویش میمالند و بپزند چنانکه شبیه به چینی شود» و در ایران بهترین آن را مخصوص کاشان میدانند.(۱) جالب است که گویی نسبت مشهور چینی با چین، در کاشی و کاشان هم منعکس است؛ چنانکه به گواهی یاقوت […]
تنور
تشنگی ثروت ما است!
به گواهی آمار و ارقام، بحران آب شاید جدیترین بحران آینده نزدیک در ایران باشد. کاهش نزولات جوی، پایین آمدن سطح آبهای زیرزمینی و فرونشست دشتها، خشک شدن دریاچههای فلات مرکزی و رودهای دائمی، همگی زنگِ خطر بیابانی شدن پهنه وسیعی از فلات ایران است. امروز با شنیدن این اخبار و گزارشها تعجب میکنیم؛ پنداری […]
تربیت و عمارت
امروزه، به تربیت در هر ساحتی از علم و فن به طریقی نگریسته و بر مبنای هر نگاه، روشهایی برای آموزش انسانها در آن ساحت پی گرفته میشود. معماری نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ بحثها و نظرهای متنوع و گاه مختلفی در تربیت معماران مطرح است. در این میانه، دغدغۀ هویت و فرهنگ در […]
پیوند فروع نو بر اصول کهن
پرسش این مقاله از کیفیت مواجههٔ ایرانیان با دانشها و روشهای نورسیده و غیرخودی است. برای این کار به سراغ یکی از اسناد چاپ سنگی مجلس شورای اسلامی رفتم؛ مجموعۀ علم ایرانی در زراعت و فلاحت و باغبانی. در این مجلد عبدالغفارخان نجمالدوله مکتوبات فلاحت قدیم ایرانیان را که به زعم خودش ممکن بود در […]
بازنمایی اندرونی قصر ناصری
آداب زیارت اصفهان در ادبیات عصر صفوی
«ادبیات» مأخوذ از «ادب» است و «ادب» در اصل «حد و حرمت چیزی را نگهداشتن» است. نهایت ادبورزی زمانی اتفاق میافتد که ما به «جایگاه» حقیقی کسی یا جایی و یا چیزی که با آن مواجهیم، وقوف یافته و به عبارتی بفهمیم «آن چیز چیست؟»، «آنجا کجاست؟» یا «آنشخص کیست؟». بنابراین ادبیات در معنای حقیقی، آیینهای است که در آن مقام جایها و کسان و چیزها بر ماعیان میشود و حرمتها به جای آورده میشود. دربارهٔ شناختن مقام و جایگاه شهرها نیز وضع به همین منوال است و به عبارتی «ادبیات فارسی» محملی است که میتوان در آن سراغ شأنیت شهرها را گرفت.
یکی از بهترین نمونههایی که میتوان در آن قد و قامت شهر اصفهان را بهکمال دید، ادبیات عصر صفوی و یکی از جالبترین آنها، نامهای است که میرزا منصور سمنانی درباب «دستورالعمل سیر اصفهان صفاآشیان» به رفیقی که قصد دیدار شهر را کرده، نوشته است. موضوع مقاله حاضر، مستمسک قرار دادن این نامه برای آشنایی با کیفیت معرفی مقام اصفهان به عنوان یک شهر از یکسو و از سوی دیگر آشنایی با آداب حضور در محضر چنین شهری در ادبیات فارسی خواهد بود.
در این مقاله تلاش خواهیم کرد با رویکردی تفسیری به این قطعه ادبی آن را از منظر فرهنگی مورد تأمل قرار… (ادامهٔ این بند در انتهای تصویر بریده شده است)
اتفاقِ حُسن و ملاحت
معرفی مقاله: الناز نجفی در مقاله «اتفاق حسن و ملاحت»، به این موضوع میپردازد که منظور از کیفیت در هنر چیست و حیات اجتماعی بر این کیفیت چه تاثیری دارد. با قبض و بسط حیات اجتماعی، هنر نیز همچون هر موضوع دیگری دچار افتوخیز میشود. این افتوخیز الزاماً مربوط به تعداد هنرمندان یا کمیت آثار […]
DELUS