امروزه، به تربیت در هر ساحتی از علم و فن به طریقی نگریسته و بر مبنای هر نگاه، روشهایی برای آموزش انسانها در آن ساحت پی گرفته میشود. معماری نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ بحثها و نظرهای متنوع و گاه مختلفی در تربیت معماران مطرح است. در این میانه، دغدغۀ هویت و فرهنگ در معماری ایرانی نیز پررنگ شده است و آنانی که معماری را فرع بر فرهنگ میدانند، معتقدند که برای رسیدن به معماری مطلوب باید فرهنگ را به آموزش معماری و تربیت معماران وارد کرد. اقسام دیدگاههای تربیتی با رویکرد فرهنگی به معماری، علیرغم تفاوتهایشان، در موضوعی مشترکاند و آن اینکه معمولاً ماهیت فرهنگ، تربیت و معماری را به وضوح روشن نمیکنند! همین موضوع به سوءتفاهمها دامن میزند و سبب میشود روز به روز بیشتر بین این مفاهیم فاصله افتد تا جایی که آشتی دادن آنها به سادگی میسر نشود. این درحالی است که تلقی قدما از فرهنگ و تربیت از یک سو و ساختن و آبادان کردن از سوی دیگر،