الناز نجفی

 متولد ۱۳۶۲ در تهران هستم؛ دانش‌آموختۀ رشتۀ معماری تا مقطع دکتری از دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشگر و نویسنده.

علاقه‌ام تاریخ و فرهنگ ایران است و از سال ۱۳۸۸ تا کنون به همراه سیدمحمد بهشتی و بهنام ابوترابیان به‌کارِ تمام‌وقتِ پژوهش دربارۀ منظر فرهنگی ایران مشغولم؛ ماحصل این تمرکز تابحال مقالات و کتابها و یادداشت‌هایی بوده است. از جمله مجموعۀ سه‌جلدی ایران‌کجاست ایرانی‌کیست که جلد نخست آن سال ۱۴۰۱ منتشر شد.

در کنار این دلمشغولی اصلی، از سال ۱۳۹۸ پروژه‌ای شخصی با عنوان «حظّیات» را آغاز کرده‌ام؛ در قالب جستارهایی کوتاه به پیوندهای عریان و نهان میان مظاهر فرهنگی ایران از جمله باغ و اقلیم و آب و خوراک و معماری و نظم و نثر می‌پردازم. ماحصل این کار تابحال کتابی بوده با عنوان «نمک‌نامه: جستارهایی درباب ذوق ایرانی» که در سال ۱۴۰۱ منتشر شد.

همواره سعی کرده‌ام به هر موضوعی از پنجرۀ فرهنگ و ذوق ایرانی بنگرم و هروقت که موفق بوده‌ام چشم‌اندازی را دیده‌ام که تا پیش از این پنهان بود.

بهنام ابوترابیان

متولد ۱۳۶۱ هستم. نزدیک به دو دهه است که همراه با سیدمحمد بهشتی و الناز نجفی بطور متمرکز بر پژوهش درباره منظر فرهنگی ایران متمرکزیم. حاصل آن مجموعه کتاب‌هایی است با عنوان «ایران کجاست؟ ایرانی کیست؟» که به چشم‌انداز فرهنگ ایرانی در گذشته و حال و آینده می‌پردازد. 

در کنار آن نزدیک به بیست سال است که به منظر فرهنگی شهر، خاطره‌ شهری، و بازخوانی روایت‌های تاریخی از خلال مکان‌ها و اسناد و رویدادها علاقمند شدم. در این حوزه کتاب‌هایی مثل «گذر ایلچی»، «قصه‌های مسعودیه»، و «از طهران تا پطرزبورغ و از پترزبورگ تا تهران» را نوشتم و مخصوصا روی چشم‌انداز فرهنگی تهران تمرکز کرده‌ام.

الناز نجفی

 متولد ۱۳۶۲ در تهران هستم؛ دانش‌آموختۀ رشتۀ معماری تا مقطع دکتری از دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشگر و نویسنده. علاقه‌ام تاریخ و فرهنگ ایران است و از سال ۱۳۸۸ تا کنون به همراه سیدمحمد بهشتی و بهنام ابوترابیان به‌کارِ تمام‌وقتِ پژوهش دربارۀ منظر فرهنگی ایران مشغولم؛ ماحصل این تمرکز تابحال مقالات و کتابها و یادداشت‌هایی بوده است. از جمله مجموعۀ سه‌جلدی ایران‌کجاست ایرانی‌کیست که جلد نخست آن سال ۱۴۰۱ منتشر شد. در کنار این دلمشغولی اصلی، از سال ۱۳۹۸ پروژه‌ای شخصی با عنوان «حظّیات» را آغاز کرده‌ام؛ در قالب جستارهایی کوتاه به پیوندهای عریان و نهان میان مظاهر فرهنگی ایران از جمله باغ و اقلیم و آب و خوراک و معماری و نظم و نثر می‌پردازم. ماحصل این کار تابحال کتابی بوده با عنوان «نمک‌نامه: جستارهایی درباب ذوق ایرانی» که در سال ۱۴۰۱ منتشر شد. همواره سعی کرده‌ام به هر موضوعی از پنجرۀ فرهنگ و ذوق ایرانی بنگرم و هروقت که موفق بوده‌ام چشم‌اندازی را دیده‌ام که تا پیش از این پنهان بود.

بهنام ابوترابیان

متولد ۱۳۶۱ هستم. نزدیک به دو دهه است که همراه با سیدمحمد بهشتی و الناز نجفی بطور متمرکز بر پژوهش درباره منظر فرهنگی ایران متمرکزیم. حاصل آن مجموعه کتاب‌هایی است با عنوان «ایران کجاست؟ ایرانی کیست؟» که به چشم‌انداز فرهنگ ایرانی در گذشته و حال و آینده می‌پردازد. 

در کنار آن نزدیک به بیست سال است که به منظر فرهنگی شهر، خاطره‌ شهری، و بازخوانی روایت‌های تاریخی از خلال مکان‌ها و اسناد و رویدادها علاقمند شدم. در این حوزه کتاب‌هایی مثل «گذر ایلچی»، «قصه‌های مسعودیه»، و «از طهران تا پطرزبورغ و از پترزبورگ تا تهران» را نوشتم و مخصوصا روی چشم‌انداز فرهنگی تهران تمرکز کرده‌ام.