تجربه

دیزاین ویک تهران

دیزاین سهلِ ممتنع

عظمت آبراهه‌های رومی اعجاب‌آور است، و انتقال آب از کیلومترها آنسوتر با چنین سازه‌های غول‌آسایی هنوز هم بدیهی نیست!

قنات هم ناممکنی را ممکن می‌کند: تشخیص وجود آب در چشم‌اندازی بی‌آب، بیرون کشیدن آن از ژرفای خاک، حفر کیلومترها کوره در دل تاریک زمین،. محاسباتی پیچیده برای ساختنِ آبراهه‌ای پشت و رو. اما به محض اینکه آب به جریان افتاد، «ناممکن» بودنش از پیش چشم محو می‌شود: مظهرِ قنات چنان طبیعی جلوه می‌کند که چشمه! نشانۀ دیدنیِ آن همه خلاقیتی که به ایجاد قنات انجامیده همین بداهت است.

برج ایفل هنوز شگفت‌آور است و از پسِ یک و نیم سده همچنان «ممتنع» بودنش را به رخ می‌کشد. هوا شدنِ این سازه به هیچ وجه بدیهی به نظر نمی‌رسد؛ گویی خواسته اصلی‌اش جنگ با میدانِ جاذبه باشد همچو آبی که سربالا می‌رود!  اما گنبد با حالتی طبیعی‌تر از آویزان بودن میوه بر شاخه، بارِ ثقلِ سقف را بر دوش ساقه‌اش می‌گذارد. همۀ کوششی که طی سده‌ها برای حذفِ جنگلی از ستون تا پیدایش گنبد کشیده‌اند به این نتیجۀ ساده ختم شده که گنبد خودنمایی نکند و چه بهتر که به دیده هم نیاید!

نان، فرش، سفال، پردیس، مخمل، شراب، و لیموشیرین همگی در پایان مسیرِ پرزحمتِ پیدایششان ناپیدا گشتند. آنها چنان در بافت عالم تنیده‌ شدند که جهان پیش از وجود هر کدام قابل تصور نیست؛ بی‌شک جهانِ بدون سفال جهانی ناتمام بود.

دیزاینِ سهلِ ممتنع همچون سرودنِ شعر خوب است؛ شعرِ خوب شعری است که معلوم نباشد چقدر کار برده! اما همین سادگی عین اِعجاز است: روانیِ ابیات سعدی سده‌ها «سهل‌انگاران» را به ‌طمعِ سرایشی مشابه انداخته حال ‌آنکه بیشتر عجزشان را آشکار کرده. همۀ رنجِ سعدی صرفِ تبدیل خیالی فرّار به معنی، معانی پیچیده به واژه و واژگان به بیانی مقفّی و آهنگین شده. واژگان و معانی چنان در جای خود به آشتی نشسته‌اند که یکی پس از دیگری بر زبان جاری می‌شوند به همان بداهتی که آبِ قنات بر نشیبْ روان است.

این هم کیفیتی از دیزاین است: پدید آوردن چیزی که گویی همیشه بوده؛ ساختنی بی‌تکلّف، ساختنی بی‌تصنع، شدنِ ناشدنی. خلاقیت به نحوی که گویی خالقی ندارد؛ این است سهلِ ممتنع.

و جهان امروز ما چقدر خالی از چنین دیزاینی است…

برای پخش ویدیو کلیک کنید

دیزاین سهلِ ممتنع عظمت آبراهه‌های رومی اعجاب‌آور است، و انتقال آب از کیلومترها آنسوتر با چنین سازه‌های غول‌آسایی هنوز هم بدیهی نیست! قنات هم ناممکنی را ممکن می‌کند: تشخیص وجود آب در چشم‌اندازی بی‌آب، بیرون کشیدن آن از ژرفای خاک، حفر کیلومترها کوره در دل تاریک زمین،. محاسباتی پیچیده برای ساختنِ آبراهه‌ای پشت و رو. اما به محض اینکه آب به جریان افتاد، «ناممکن» بودنش از پیش چشم محو می‌شود: مظهرِ قنات چنان طبیعی جلوه می‌کند که چشمه! نشانۀ دیدنیِ آن همه خلاقیتی که به ایجاد قنات انجامیده همین بداهت است. برج ایفل هنوز شگفت‌آور است و از پسِ یک و نیم سده همچنان «ممتنع» بودنش را به رخ می‌کشد. هوا شدنِ این سازه به هیچ وجه بدیهی به نظر نمی‌رسد؛ گویی خواسته اصلی‌اش جنگ با میدانِ جاذبه باشد همچو آبی که سربالا می‌رود! اما گنبد با حالتی طبیعی‌تر از آویزان بودن میوه بر شاخه، بارِ ثقلِ سقف را بر دوش ساقه‌اش می‌گذارد. همۀ کوششی که طی سده‌ها برای حذفِ جنگلی از ستون تا پیدایش گنبد کشیده‌اند به این نتیجۀ ساده ختم شده که گنبد خودنمایی نکند و چه بهتر که به دیده هم نیاید! نان، فرش، سفال، پردیس، مخمل، شراب، و لیموشیرین همگی در پایان مسیرِ پرزحمتِ پیدایششان ناپیدا گشتند. آنها چنان در بافت عالم تنیده‌ شدند که جهان پیش از وجود هر کدام قابل تصور نیست؛ بی‌شک جهانِ بدون سفال جهانی ناتمام بود. دیزاینِ سهلِ ممتنع همچون سرودنِ شعر خوب است؛ شعرِ خوب شعری است که معلوم نباشد چقدر کار برده! اما همین سادگی عین اِعجاز است: روانیِ ابیات سعدی سده‌ها «سهل‌انگاران» را به طمعِ سرایشی مشابه انداخته حال آنکه بیشتر عجزشان را آشکار کرده. همۀ رنجِ سعدی صرفِ تبدیل خیالی فرّار به معنی، معانی پیچیده به واژه و واژگان به بیانی مقفّی و آهنگین شده. واژگان و معانی چنان در جای خود به آشتی نشسته‌اند که یکی پس از دیگری بر زبان جاری می‌شوند به همان بداهتی که آبِ قنات بر نشیبْ روان است. این هم کیفیتی از دیزاین است: پدید آوردن چیزی که گویی همیشه بوده؛ ساختنی بی‌تکلّف، ساختنی بی‌تصنع، شدنِ ناشدنی. خلاقیت به نحوی که گویی خالقی ندارد؛ این است سهلِ ممتنع. و جهان امروز ما چقدر خالی از چنین دیزاینی است…